دیدار آخر حسین 4 ساله با پدر در گفت و گو با همسر شهید خلیلی: مادر! نباید برای شهادت پدرم گریه کنیم
حسین فرزند 4 ساله شهید مدافع حرم حجت الاسلام و المسلمین مصطفی خلیلی از طلاب مدرسه علمیه خاتم الأنبیاء اهواز، هنگامی که بنا به توصیه همیشگی پدر با لباس مرتب و عطر زده بر بالای پیکر پدر شهیدش حاضر شد با دیدن ا نبوه جمعیت گریان به مادر گفت: مادر چرا به من دروغ می گویی بابا مرده ، مادر گفت : نه پسرم او شهید شده ولی حسین اعتقاد داشت اگر شهید شده که نباید برایش گریه کنیم.
به گزارش حیات، حجت الاسلام و المسلمین مصطفی خلیلی از طلاب مدرسه علمیه خاتم الأنبیاء اهواز، چهارمین شهید مدافع حرم روحانی استان خوزستان است که 12 بهمن ماه 1394 در عملیات آزاد سازی نوبل و الزهرا طی درگیری با گروه های تکفیری به شهادت رسید، این شهید بزرگوار در آخرین پست اینستاگرامی خود، با انتشار تصویر زیر، چنین نوشته است:
اللهم ارزقنی الشهادة فی سبیلک*****
**یا حی جاذبه خاک به ماندن می خواند... و آن عهد باطنی به رفتن... عقل به ماندن می خواند... و عشق به رفتن ... و این دو را خدا آفریده است تا وجود انسان در حیرت و آوارگی میان عقل و عشق معنا شود. شهید آوینی/
راضیه نوروزی همسر شهید مدافع حرم حجت الاسلام و المسلمین مصطفی خلیلی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حیات در خصوص نحوه آشنایی و ازدواج خود با این شهید گفت: او یکی از اقوام ما بود. تابستان سال 1388 به خواستگاری من آمد و سال 1389 ازدواج کردیم، من همیشه دوست داشتم با مردی مومن و ولایتی ازدواج کنم تا من را در زندگی به درجه کمال رسانده و به خدا نزدیکتر کند و اکنون نیز از این شهید یک پسر 4 ساله به نام حسین به یادگار مانده است. وی ادامه داد: همسرم متولد 1367 بود، او با این که در دانشگاه رشته حقوق پذیرفته شده بود تحصیل در حوزه را ترجیح داد و سال 1392 توسط آیت الله جزایری معمم شد و سپس در حوزه علمیه اهواز قسمت اداری مشغول به کار شد، اواخر سال 92 بود که همسرم زمزمه رفتن به سوریه را آغاز کرد و در خانه همیشه از ظلم های روا شده به مردم سوریه و بی حرمتی ها به مزار اهل بیت (ع) می گفت و بر ضرورت جهاد در این برهه زمانی تاکید می کرد. قبل از اعزام با بسیاری از مراجع عظام و اساتید خود مشورت کرد که همگی به او می گفتند بهتر است در حوزه خدمت کنی و نروی ولی او اعتقاد داشت که در مقابل جهاد، خانواده اولویت دوم در زندگی من است. همسر این شهید مدافع حرم در خصوص دلیل موافقت خود برای رفتن همسر شهیدش به سوریه گفت: پس از مشورت های زیاد همسرم با مراجع، به او گفتم خب شما که از خیلی از افراد سوال کردی نرو به مصلحت نیست ولی او می گفت من به عنوان روحانی نباید فقط صحبت کنم باید عامل باشم، به او گفتم خب رفتنت را چند سال عقب بیانداز ولی به من گفت که از کجا معلوم تا چند سال آینده من در اعتقادم راسخ باشم و همیشه این مثال را می زد که در عاشورا خیلی از افراد می خواستند به امام حسین (ع) یاری رسانند و به او گفتند ما می رویم به امورات زندگی خود می رسیم و باز می گردیم ولی هنگامی که بازگشتند دیر شده بود و امام حسین (ع) را به شهادت رسانده و اهل بیتش را به اسارت برده بودند بنابراین اکنون تاریخ به عقب بازگشته و من باید با رفتنم ارادتم را به اهل بیت (ع) اثبات کنم. وی افزود: همسرم 5 دی ماه 1394 به سوریه رفت و 12 بهمن ماه در جریان آزاد سازی نوبل و الزهرا به واسطه اصابت تیر در پهلو به شهادت رسید. در ابتدا به ما گفتند که او زخمی شده ولی به مرور خبر شهادت را اطلاع دادند، در ابتدا همه شوکه بودیم زیرا همسر من همیشه می گفت که نگران نباش من می روم و صحیح و سالم بازمی گردم. اینقدر در زندگی گناه کرده ام که شهادت نصیب من نمی شود، به پدر و مادرش هم گفته بود که برای تبلیغ می روم و خیالتان از من راحت باشد. او رفت و یک بار تصمیم گرفت و گفت که اجازه می دهی مدت ماندنم را تمدید کنم گفتم هر طور صلاح می دانی ولی گفت که باز می گردد تا این که به شهادت رسید. نوروزی با اشاره به علاقه شدید حسین به پدرش گفت: زمانی که همسرم به سوریه رفت حسین یک سال و چند ماه داشت بسیار به پدرش وابسته بود به طوری که گاهی باعث حسادت من بود هنگامی که پیکر همسرم را آوردند به حسین گفتم بابا شهید شده و پیش امام حسین (ع) رفته، زیرا پدرش همیشه داستان قیام امام حسین (ع) را برای حسین تعریف می کرد وهمیشه به من می گفت حسین بسیار بیشتر از سنش متوجه می شود. هنگامی که حسین 4 ساله را برای دیدن پیکر پدرش بردم با توجه به حساسیت های پدرش بسیار خود را مرتب کرد و به خود ش عطر زد ولی وقتی دید افراد زیادی جمع شدند به من گفت مادر چرا به من دروغ می گویی بابا مرده گفتم نه پسرم شهید شده گفت اگر شهید شده که نباید برایش گریه کنیم. وی با اشاره به وصیت نامه شهید مدافع حرم حجت الاسلام و المسلمین مصطفی خلیلی خاطرنشان کرد: او در وصیت نامه خود به حسین پسرش سفارش کرده بود که به نماز اول وقت اهمیت زیادی دهد و پیرو خط ولایت فقیه باشد و به من هم سفارش کرده بود که دوست دارم پسرم را به گونه ای تربیت کنی که سرباز امام زمان (عج) باشد، از سوی دیگر برای عموم مردم نیز توضیح داده بود که مدافعین حرم برای دفاع از حریم اهل بیت (ع) و مرزهای کشور رفتند تا فتنه ای گریبان گیر مردم نشود و اقدامات مدافعین حرم بسیار با ارزش است. همسر این شهید مدافع حرم در پایان سخنان خود تاکید کرد که اگر دوباره همسرش مصطفی را ببیند باز هم رضایت خود را برای رفتن او به سوریه اعلام خواهد کرد و اگر حسین پسرش نیز بزرگ شود امید دارد که انشاالله مسیر پدر شهیدش را ادامه دهد. انتهای پیام/